الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
307
الغدير ( فارسي )
زياد همان مفهوم از لفظ « مولى » باشد و عقل مقرون شدن مفهوم « من » را بمفهوم « اولى » درست تشخيص داد لازمه اش اينست كه مقرون شدن آن ( مفهوم من ) بلفظ « مولى » نيز درست باشد ، زيرا صحت اين اقتران بين دو مفهوم است نه بين دو لفظ . بيان اينكه چنين نيست كه : هر چه صحيح باشد دخول آن بر يكى از آن دو ، صحيح باشد دخول آن بر آنديگرى ، اينست كه : گفته نميشود هو مولى من فلان : او مولى از فلانى است ، ولى درست است كه گفته شود هو مولى و هما موليان : او يك مولى است ، و آن دو دو مولى هستند ، و درست نيست كه گفته شود هو اولى بدون « من » و هما اوليان . و نيز ميگوئى هو مولى الرجل و مولى زيد : او مولاى آن مرد است و مولاى زيد است ، و نميگوئى : او اولاى آنمرد - او اولاى زيد است ، و نيز درست است كه بگوئى هما أولى رجلين و هم اولى رجال : آن دو ، اولاى دو مرد هستند يا - آنها اولاى مردانى هستند ، ولى نميتوانى بگوئى : هما مولى رجلين و هم مولى رجال : آن دو مولاى دو مرد هستند و آنها مولاى مردانى هستند ، و نيز درست است كه گفته شود هو مولاه و مولاك : او مولاى او است و او مولاى تو است ، ولى گفته نميشود هو اولاه و اولاك : او اولاى او است و او اولاى تو است ، اين ايراد هم وارد نيست كه : مگر درست نيست گفته شود : ما اولاه ؟ يعنى : چه مولائى است او ؟ زيرا ميگوئيم كه اين ، افعل تعجب است ، نه افعل تفضيل ، بعلاوه در اينجا كلمه اولى فعل است و در مورد قبلى اسم است ، و ضمير در اينجا منصوب است و در مورد قبلى مجرور است ، بنابر اين جهات حمل مولى بر اولى جايز نيست ، تمام شد . و اگر بخواهى تعجب كنى جاى تعجب است كه : اختلاف احوال در مشتقات از حيث لازم بودن و متعدّى بودن بر حسب صيغههاى مختلف آنها بر رازى پوشيده باشد ! ! اتحاد معنى يا مرادف بودن الفاظ مربوط بذات و جوهر معانى است نه